|
فریدون توللی فریدون توللی
| ||
|
[ سه شنبه سیزدهم اردیبهشت 1390 ] [ 17:0 ] [ موحد امینی توللی ]
ترا میجویم از باد سحرگاه
ترا میجویم از یاد فراموش مگر سوسو زند بر من دگر بار فروغی زان فروزان شمع خاموش
سحرگه بود و ما بیدار و بیتاب بدور افتاده از پیوند یاران فرو در خواب نوشین رفته سر مست به پیرامون ما،شب زنده داران
ز روزن،پرتوی خاکستری فام فرو افتاده بر پیشانیت نرم تو در اندوه عشقی،گرم و پر شور رخ سیمینه گلگون کرده از شرم
نیازی تشنه،با نازی دلاویز فروزان در فریبا چشم مستت ز من دوری کنان از رنج پرهیز ولی در دست من دزدانه دستت
لبت سوزان و عشق آلود و نمناک به نرمی بر سر انگشتم همی سود رهم می برد و رهوارم نمی برد دلم میجست و درمانم نمی برد
سبک،لغزیدم از شوقی هوس خیز میان بیم و بیتابی به سویت لبت بر لب فشردم گرم وشاداب هزاران بوسه افشاندم به رویت
فرو تابید بر ما صبح زرتار هنوزم تشنه بر کام تو جان بود بیازیدم به سویت دست بیتاب ولیکن جنبشی در خفتگان بود تهران ۱/۱۲/۳۲ [ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 13:46 ] [ موحد امینی توللی ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||